تبليغاتX
بداية

برای شروع یه متن پیدا کردم که خیلی با حال و هوای دانش آموزی و مخصوصا دانش آموزای ایرانی سازگاری داره و البته کمی آهنگین هم هست .

ولی چون متن طولانیه دو قسمتش می کنم :

مثلُ شخصٍ مُحتَضَر (1)

کان صدیق سعید واقفاً فی ساحة المدرسة یحکی للتلامیذ ما حدث قبل أیام :

" عرف سعیدٌ أنّ طبیب أسرتهم قد سافر ، ففکّر فی حیلةٍ لئلّا یذهب إلی المدرسة ، ففی الصباح الیوم التالی ، و کان یوماً مُمطراً :

لمّا من النوم نهض ،

تظاهر الکسلان فوراً بالمرض ؛

ثم استوی مکانه ثم عطس ،

ثم بأعلی صوته سعل سعل :

أوهو أوهو أوهو أوهو ...

ثم سعل : أوهو أوهو !

ثم انتظر !

حتی إذا الجد ظهر !

قام و غطّی وجهه و قد مکر !

قلق الجدّ و قال :

ما الحکایة ما الخبر ؟

فبکی أو قل تباکی کالنهر !

ثم انحنی ثم مشی و هو یخور کالبقر !

وقف الجدّ حزیناً و نظر !

فاستمرّ و استمرّ ، حتّی اصطدم بجدار من حجر !

شاهده الجدّ و نادی :

الخطر یا ولدی هذا خطر!

أین الطبیب ؟

الطبیب فی السفر !

هذا قضاءٌ و قدر ، و إنّ قلبی انکسر ، إنّی أحسّ بالخطر !

- نعم نعم أیّ خطر !!!

- منذ متی هذا الألم ؟

- منذ السحر !

- الحذر ثم الحذر ،

لا تخرجنّ فی المطر !

ثم أعطاه لحافاْ من وبر ،

فابتسم الماکر سرّاً و شکر !

ثم تولّی و افتخر !

و استراح مثل شخصٍ محتضر !!

کم تأذّی فی الفراش و اشتکی حرّ اللحاف و صبر !

حتّی إذا حلّ المساء و بعده لاح القمر ،

تلذّذ بما ابتکر !! "

التلامیذ : و أخیراً ماذا حدث ؟

- تعالوا معی إلیه ، حتّی تسمعوا منه تمام القصة ، هیّا هیّا ! تعالوا معی !

انظروا ! إنّه جالسٌ هناک حزیناً ... !

اینم معنی لغات :

ساحة = حیاط

یحکی = تعریف می کرد

حدث = اتفاق افتاد

قبل أیام = چند روز پیش

ممطر = بارانی

نهض = برخاست

الکسلان = تنبل

استوی = ایستاد

عطس = عطسه کرد

سعل = سرفه کرد

غطّی = پوشاند

قلق = نگران شد

تباکی = وانمود کرد که گریه می کند

النهر = رودخانه

انحنی = خم شد

مشی = راه رفت

یخور = نعره کشید

استمرّ = ادامه داد

اصطدم = برخورد کرد

انکسر = شکست

الحذر = پرهیز - خطر

وبر = کرک - پشم

الماکر = حیله گر

سرّاً = پنهانی

محتضر = در حال مرگ و احتضار

تأذّی = اذیت شد

الفراش = رختخواب - بستر

اشتکی = شکایت کرد

حرّ = گرما

حلّ = فرا رسید

لاح = تابید

تلذّذ = احساس لذت کرد

ابتکر = ابداع کرد

تعالوا = بیایید

 

دوستان عزیز اگر سوالی دارین یا معنی کلمه ای رو نمی دونین بگین تا حتما جواب بدم ...

فعلا همین ... التماس دعا ....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 12:58 بعد از ظهر  توسط بداية  | 

سلام مخصوص به همه دوستانی که رو سر من منت گذاشتن و به خاطر دعوت من اینجا اومدن
یه توضیح قبل از اینکه مطالب اصلی رو تایپ کنم باید داده بشه؛
روشی که من در پیش گرفتم و امیدوارم موفق باشه به این صورته که یه متن رو ، تایپ می کنم و زیر لغات مهمش خط می کشم
بعد در زیر متن ترجمه اون لغات رو می نویسم
و در مرحله بعد ترجمه کل متن رو به صورت روان می نویسم
البته ترجیحا ترجمه روان رو یکی دو روز بعد می نویسم تا همه روی اون فکر کنن
توی این فاصله دوستان هر سوالی در مورد کلمات داشتن می تونن مطرح کنن و من هم سعی می کنم به همه سوالات پاسخ بدم
ضمنا متنها رو از ساده شروع می کنیم، بنا براین ممکنه دوستان دبیرستانی خیلی براشون راحت باشه ولی کم کم که پیش بریم به متنهای مشکل تری هم می رسیم ...
با آرزوی موفقیت برای همه

فعلا همین ... التماس دعا ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 4:0 قبل از ظهر  توسط بداية  | 

سلام .

می خواستم کار آموزش رو شروع کنم ولی هر قدر فکر می کنم احساس می کنم هنوز یه جای کار می لنگه . نمی دونم چیکار کنم ؟ هنوز احساس می کنم کم دارم ... دارم دنبال منابع جدید می گردم ... منابعی که دارم خوبه ولی منو راضی نمی کنه ... خب بیخیال

توی گیر و دار طرح درس که بودم به یه نکته جالب در مورد خودم رسیدم که تا حالا بهش فکر نکرده بودم

تازه فهمیدم که زیاد جرات بیان مسائلی که می دونم رو ندارم

تصمیم گرفتم هر طور که شده این خصوصیت رو از بین ببرم . به خاطر همین هم می خوام حتما این کار رو شروع کنم و ادامه بدم ...

**********************************************

و اما ... یه مقدمه ای لازمه برای شروع آموزش عربی خدمت همه دوستان بگم :

بعضی از دوستان خواسته بودن که بدون گفتن قواعد عربی رو آموزش بدیم.

باید بگم که این کار برای شروع لز سطح دبستان یا حتی پایینتر خوبه . چون اونوقت بچه ها فرصت کافی برای تمرین و تکرار و حفظ کردن دارن و ضمنا نمی تونن قواعد رو یاد بگیرن .

به هر حال برای آموزش مکالمه عربی به دونستن یه حدی از قواعد لازمه و بدون اون نمیشه...

من سعی می کنم قواعد رو ساده بیان کنم و از گفتن مواردی که لزومی نداره خود داری کنم . و البته بیشتر توانم رو روی مکالمه می گذارم ...

 

باز هم اگه نظر و یا انتقاد و پیشنهادی دارید من منتظر شنیدنش هستم ...

 

فعلا همین ... التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1385ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط بداية  |